| آخرین عناوین سیاسی
آخرین عناوین
|
|
:: قصه ائتلاف... نسخه چاپی ارسال برای دوستانيک شنبه، 27 خرداد 1386 - 09:35 قصه ائتلاف... مهدی محمدی
مدتی است به آستانه هر انتخابات در ایران كه میرسیم، «ائتلاف» به سوژه اصلی سیاسیون و اهل رسانه- هر دو- تبدیل میشود. گویی جناحهای سیاسی در ایران همه به این نتیجه رسیده اند كه اگر در چارچوب یك ائتلاف با گروههای همفكر خود عمل نكنند، هیچ امیدی به پیروزی نمیتوانند داشت. تجربه چند انتخابات اخیر در ایران هم البته این دیدگاه را تقویت كرده است. در دور اول انتخابات ریاست جمهوری نهم، اگر چه اصلاح طلبان هم موفق به اجماع نشدند و با 3 كاندیدا گام در وادی انتخابات نهادند، تشتت و ناهماهنگی موجود در جبهه اصولگرا باعث شد نهایتاً رایهاشمی رفسنجانی از بقیه كاندیداهای حاضر در صحنه پیشی بگیرد و در حالی كه اصولگرایان میتوانستند به آسانی در همان دور اول تكلیف كار را یكسره كنند، كار به دور دوم كشید و این بار در حالی كه در دو جناح سیاسی كشور اجماع كامل برقرار بود، عوامل سیاسی و اجتماعی دیگر (به جز ائتلاف) نتیجه كار را معلوم كرد. نتیجه انتخابات اخیر شوراها در تهران هم به عنوان یك نمونه دیگر نشان داد ائتلاف یك عامل كاملاً مهم و مؤثر در رقم خوردن سرنوشت انتخاباتی نیروهای سیاسی است. در این انتخابات صرفاً به این دلیل كه اصولگرایان نتوانستند بر سر یك لیست واحد توافق كنند، چهار كاندیدای اصلاح طلب به شورای شهر تهران راه یافتند. این نتیجه ای بود كه اصلاح طلبان پیش از انتخابات در خوش بینانه ترین تحلیلهای خود هم آن را پیش بینی نمیكردند و لذا پس از انتخابات آن را یك پیروزی بزرگ برای خود خواندند و گفتند كه برای توفیق در انتخابات مجلس هشتم هم همین مسیر را خواهند پیمود. آنچه این به اصطلاح پیروزی را در انتخابات شوراها به اصلاح طلبان هبه كرد جز این نبود كه توانستند با دستیابی به یك اجماع ضمنی، آراء متشتت و پراكنده خود را پشت یك لیست واحد تجمیع كنند. درست است كه پس از بسیج تمامی نیروها بازهم اصلاح طلبان فقط موفق شدند یك اقلیت كوچك در شورای شهر تهران به دست بیاورند، اما به همراه آن این تجربه را هم به دست آوردند كه ورود به صحنه انتخابات در چارچوب یك ائتلاف از گیجی و سردرگمی هواداران و به تبع آن پراكندگی آراء آنها جلوگیری میكند، ضمن اینكه حاوی این پیام تبلیغاتی برای افكار عمومی هم هست كه در این جبهه نزاعی بر سر قدرت نیست و طبعاً به كسانی كه بر سر قدرت باهم نمیجنگند راحت تر میتوان اعتماد كرد. در شرایط فعلی با تكیه بر همین تجارب و پیشینههاست كه میبینیم هر دو جبهه اصولگرایی و اصلاح طلبی دوباره بخش اعظم انرژی خود را روی ایجاد یك ائتلاف هرچه گسترده تر از نیروهای همفكر برای انتخابات مجلس هشتم متمركز كرده اند. خبرهای انتخابات را كه میخوانید سوژه اصلی از هم اكنون ائتلاف و اجماع است، حالا یا با این رویكرد كه به چه دلایلی «ما» به اجماع میرسیم یا با این رویكرد كه به چه دلایلی «حریف» به اجماع نمیرسد. در واقع دو جبهه رقیب در این انتخابات، همزمان با تلاش برای اینكه خودشان به اجماع برسند سعی میكنند از اجماع در طرف مقابل جلوگیری كنند. نگارنده این یادداشت معتقد است این قبیل تلاشها تا آنجا كه از ناحیه اصولگرایان انجام میشود، زائد و بی حاصل است. اصولگرایان بهتر است به جای بزرگنمایی بیهوده خبرهایی كه از ناكام ماندن تلاش اصلاح طلبان برای ایجاد ائتلاف حكایت میكند، به تقویت بنیه و مایه خود بپردازند، والا از هم اكنون روشن است كه اصلاح طلبان به دلایلی كم و بیش روشن موفق به شكل دهی به یك ائتلاف در انتخابات آینده مجلس خواهند شد. بخشی از آن دلایل را میتوان چنین خلاصه كرد؛ اولاً انتخابات اخیر شوراها مزه ائتلاف را زیر زبان اصلاح طلبان درآورده و آنها- ولو به اشتباه- احساس میكنند اكسیر اعظمی یافته اند كه با آن خواهند توانست همه دردهای كهنه و مزمن خود در جلب نظر مردم را درمان كنند. طبیعی است كه اصلاح طلبان اگر عاقل باشند این تجربه خوشایند را كنار نخواهند گذاشت. ثانیاً ً اصلاح طلبان اكنون بیرون از قدرت هستند و اپوزیسیون جناح حاكم محسوب میشوند. قاعده بازی سیاسی این است كه ائتلاف در وضعیت بیرون از قدرت آسان تر است از ائتلاف در زمانی كه شما درون ساختار قدرت قرار دارید و ثالثاً انتخابات مجلس به نسبت انتخابات شوراها و ریاست جمهوری انتخاباتی وسیع تر و گسترده تر است همین دستیابی به اجماع در آن را آسان تر میكند. جبهه ای كه بناست 290 نماینده برای مجلس از شهرهای مختلف كشور كاندیدا كند به راحتی میتواند به هر مدعی كه بخواهد در فرایند ائتلاف اخلال كند سهمی اختصاص دهد و كار را جلو ببرد. در حالی كه در انتخاباتی مانند انتخابات ریاست جمهوری كه نهایتاً باید فقط بر سر یك نفر توافق كرد جز در شرایط بسیار خاص غیرممكن است كه بتوان همه دیدگاهها و سلیقهها را لحاظ كرد و به تصمیمی مشترك رسید؛ چرا كه طبعاً اتفاق نظر بر سر 290 كاندیدا بسیار آسان تر از اتفاق نظر بر سر یك كاندیداست. با در نظر داشتن این دلایل و برخی خرده استدلالهای دیگر باید ائتلاف اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هشتم را از هم اكنون تقریباً محقق دید و با مفروض گرفتن آن به تدوین استراتژی برای مراحل بعدی فكر كرد. اصولگرایان البته نباید احتمال بالای ائتلاف در جبهه مقابل را زیاده از حد بزرگ ارزیابی كنند. برعكس، كافی است به یاد بیاورند آن زمان كه در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری نهم توانستند یك ائتلاف مستحكم در میان خود به وجود بیاورند و تفاوتهای میان آنها و حریف برای مردم كاملاً شفاف شد، چه آسان و با چه فاصله بزرگی توانستند جناح رقیب را كه اتفاقاً آن هم در وضعیت ائتلاف كامل به سر میبرد، شكست دهند. به علاوه به این نكته باید توجه كرد كه میان تلاش اصلاح طلبان برای رسیدن به ائتلاف كامل در انتخابات زمستان آینده و تلاش اصولگرایان در این راه تفاوت مهمی هست. در واقع اینطور میشود گفت كه اصلاح طلبان اگر به هزار زحمت بتوانند به ائتلاف برسند تازه اول گرفتاری آنهاست چون تازه باید فكری برای رای گرفتن از مردمی بكنند كه در این سالها نشان داده اند علاقه ای برای حاكم شدن دوباره اصلاح طلبان بر مقدرات كشور ندارند. اما اصولگرایان اگر به ائتلاف برسند بخش بزرگی از راه را تا انتها رفته اند و میتوان ادعا كرد رای مردم تضمین شده است. ائتلاف برای اصولگرایان تقریباً انتهای راه است و برای اصلاح طلبان تازه آغاز راه و به همین دلیل است كه ائتلاف تنها بخشی از مسئله ما اما همه مسئله اصلاح طلبان است.
منبع: کیهان نظر بدهید نسخه چاپی ارسال برای دوستان
|
|
|